محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

408

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

ذاتيش وادار مىنمايد ، نمىگويم : به خاطر آنكه همواره به آن جهتى متشبّث شود كه براى خود برگزيده است و بس ، بلكه به خاطر پاسدارى از اعمال خوب و پاكى منويّاتش اين‌چنين باشد اگرچه اين بدان خاطر نباشد كه همواره نوآورى كند و بهترين كارها را انجام دهد . ترديدى نيست كه واقعيّت انديشه كردن دربارهء خدا به هنگام عمل ، كمك كارى است كه از تاب‌وتوان مؤمنان جدا نمىشود و تأثير بسزائى بر ارادهء ايشان دارد ، و بر شهامت ايشان مىافزايد تا اعمالشان را كامل كنند و نفوس خودشان را به كمال برسانند ، بلكه اين امكان است كه مؤكّدا بگوييم كه اين تفكّر ايمن‌ترين وسيله و كوتاه‌ترين راه رسيدن به چنين پايدارى و به حقيقت پيوستن پيشرفت مورد نظر است . از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستور رسيد كه از اين طرز تفكّر وسيله‌اى براى كمال خويشتن بسازند . اين بود كه پرسيدند : احسان و نيكوكارى چيست ؟ پاسخ داد : « نيكوكارى آن است كه چنان خدا را بپرستى كه گويى او را مىبينى ، و اگر تو او را نمىبينى ، البتّه كه او تو را مىبيند . » « 1 » . به راستى درك و شعورى كه اين روش در جهت‌گيرى به انسان مىدهد ، بدين گونه و به اين نحو ، احساس راحتى و سرور ، و قدرت بر سازندگى است و كشش عشق و محبّت است . ثانيا - موضع پاسخ‌گويى است ، به‌طور كلّى براى همهء احكام شرع ، ولى امكان اشتباه و خطا را بعيد نمىشمارد . و در اينجا ما دوباره شاهد ديدار عمل صالح جديد نخواهيم بود و بايد آن احساس را وادار كنيم ، و در برابر كار بدى كه ما را تهديد مىكند ، نبايد چنين باشيم ، بلكه تنها در موقعيّت پيش از عمل و در شرايط عادى بايد چنين باشيم . و چون در برابر خود دو نوع امكان را مىبينيم ، پس امر در شكل مجرّدى ، برخى از چيزها را صادر مىكند ؛ يعنى به‌طور مطلق به اختيار و انتخاب آيندهء ما توجّهى ندارد . سخن توجيهى چيزى نيست ، جز اين‌كه خود ماهيّت و طبيعت انسانى را پوشش مىدهد ، به اين معنى كه به‌طور واضح و صريح بر عمل خير وادار نمىكند و از رويكرد به كار بد بازنمىدارد ،

--> ( 1 ) - ر ك : صحيح بخارى 1 / 27 ، حديث 50 ، و 4 / 1793 ، حديث 4499 ؛ المحاسن : 1 / 3 ؛ صحيح مسلم : 1 / 39 ، حديث 9 و 10 ؛ القواعد و الفوائد : 1 / 77 ؛ صحيح ابن حبان : 1 / 375 ، حديث 159 ؛ ثواب الأعمال شيخ صدوق : 147 ؛ سنن ترمذى : 5 / 6 ، حديث 2610 ؛ مجمع الزّوائد : 1 / 38 ؛ وسائل الشّيعه : 15 / 22 ؛ سنن كبراى بيهقى : 10 / 203 ؛ نضد القواعد الفقهية : ص 171 ؛ سنن ابى داود : 4 / 223 ، حديث 4695 ؛ مسند احمد : 1 / 27 ، حديث 184 ؛ زبدة البيان : 322 .